جمعى از نويسندگان

206

مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)

بود : روش او بسيار پسنديده است فقط عيبى كه دارد آن است كه پدرش از او ناراضى است و مى گويد : در ثواب تفسيرى كه نوشته است مرا سهيم نكرده است ! چون اين مطلب را برادرم از تبريز به من نوشت ، من با خود گفتم : من براى خودم در اين تفسير ثوابى نمى ديدم ، تا آن كه آن را هديه به پدرم كنم ، خداوندا ، اگر تو براى اين تفسير ثوابى مقدّر فرموده اى ، همه آن را به والدين من عنايت كن ، ما همه را به آنها اهداء مى كنيم . پس از يكى دو روز كاغذ ديگرى از برادرم آمد ، و در آن نوشته بود كه : چون روح مرحوم قاضى را احضار كرد ، مرحوم قاضى فرموده بودند اينك پدر از سيد محمد حسين راضى شده و به واسطه شركت در ثواب بسيار مسرور است و از اين اهداء ثواب هم هيچ كس خبر نداشت . « 1 » 7 . علامه به من ( حسن زاده آملى ) مى فرمود : هر روز مراقبتم قوى تر است شب مشاهدات من ، مكاشفات من زلال تر است ، و صافى تر است . « 2 » برخى از فضائل اخلاقى علّامه 1 . خلوص دربندگى ميراندن و تسلط بر هواى نفس ، نديدن خود ، ناچيز شمردن خدمات خويش در پيشگاه الهى حتى در نوشتن تفسير الميزان . 2 . عشق مفرط به اهل بيت ( عليهم السّلام ) تا آنجا كه مرحوم مطهرى مى گويد به اين جهت جمله روحى فداه درباره علامه به كار مى بريم كه وى دلباخته اهل بيت است و نويسنده به ياد دارد كه اولًا هر سال ظاهراً ده روز در ايام فاطميه در منزل مرحوم علامه روضه خوانى مى شد و ثانياً معمولًا در ايام سوگوارى حضرت سيد الشهداء ( عليه السّلام ) كه در حسينيه آيت الله العظمى مرعشى ( ره ) روضه خوانى مى شد شركت مى نمود و با شنيدن ذكر مصائب اشكش سرازير مى گشت ، به طورى كه نه تنها محاسن مباركش بلكه دستمالى هم كه به دست شريفش بود از اشك چشمانش خيس مى شد . و باز شخصاً چندين بار شاهد بودم وقتى آن مرحوم وارد صحن مطهّر حضرت معصومه ( سلام الله تعالى عليها ) مىشد با دست لرزان آستانه مقدسه درب ورودى را مى گرفت و مى بوسيد و چه بسا اشك مى ريخت اين دو نمونه و ده ها نمونه ديگر كه از ديگران در اين رابطه شنيده ام همگى بيانگر دلباختگى آن مرحوم به اهل بيت ( عليهم السّلام ) است . 3 . رقت قلب ، گريه به وقت خواندن قرآن مجيد بويژه آيات توبه ، غضب و رحمت و نيز شنيدن مدايح و يا مصائب اهل بيت ( عليهم السّلام ) . 4 . شرح صدر ، صبر بر مصائب ، تحمل شنيدن اهانتها ، داشتن روحيه گذشت و كتمان سر .

--> ( 1 ) - اسوه عارفان ، صفحه 63 . ( 2 ) - يادها و يادگارها ، صفحه 71 .